تاریخ: ۱۳۹۶/۳/۲۸
حضور مشتاقانه یا رنسانس زنان بلوچ
اگر در فرهنگ بلوچستان زنی «میاردار» شود جان فرد خاطی نجات پیدا می‌کند و این‌بار زنان با حضور گسترده خود انگار میاردار افراد خطاکرده و نکرده شهر و روستاهای خود شده‌اند..

محمد بلوچ‌زهی تحلیلگر مسائل بلوچستان است و سمت بخشدار مرکزی نیک‌شهر را برعهده دارد. به منظور بررسی شرایط زنان در اجتماع کنونی و نحوه فعالیت آنان و آشنایی بیشتر با این جامعه با او به گفت‌وگو نشستیم.

 این تصور در بین مردم دیگر مناطق وجود دارد که به دلیل محدودیت‌ها و محرومیت‌های منطقه و مشکلات اقتصادی فراوان توانمندی‌های زنان کم است، آیا چنین باوری درست است؟

بنده معتقدم که هم‌وطنانمان در سراسر کشور آن‌طور که باید و شاید هم‌وطنان بلوچ و سیستانی را نشناخته‌اند، البته این موضوع در مورد سایر مناطق هم صدق می‌کند، اما نسبت عدم شناخت مردم سیستان‌و‌بلوچستان به سایرین، به فاصله زمین تا آسمان است. شما ببینید رسانه‌ها که مولد آگاهی هستند و منشأ آگاهی‌بخشی، هنوز تفاوت‌های فرهنگی، اجتماعی و مذهبی بین مردم منطقه سیستان یا مردم منطقه بلوچستان را نمی‌دانند یا در نگارش خبر و گزارش از اصطلاح استان سیستان استفاده می‌کنند، این یعنی عدم آشنایی نسبت به قومیت بلوچ و مردم سیستان و جغرافیای متکثر استان سیستان‌وبلوچستان و مناطق بلوچ‌نشین و سیستانی. سیستان یک منطقه است نه یک استان و همین‌طور بلوچستان نیز؛ نام کامل استان سیستان‌وبلوچستان است که بارها شده از سوی رسانه‌ها همان ابتدایی‌ترین مسائل مربوط به این استان با عدم شناخت مواجه شده، چه برسد به سایر امورات در حوزه‌های مختلف مردم‌شناسی، جامعه‌شناختی، جغرافیا و امثالهم.

 نمی‌توان صحبت از سیستان‌وبلوچستان به میان آورد، اما به‌سادگی از کنار مسائل مربوط به زنان گذشت. اینجا نیز زنان همانند سایر مناطق با یک‌سری چالش‌های اجتماعی مواجهند و آسیب‌های فراوانی زنان را تهدید می‌کند.

مسائل مربوط به زنان در سیستان‌وبلوچستان دو رو دارد؛ یک روی آن جهشی است که اتفاق افتاده و موضوع بحث شماست که ما آن را به فال نیک می‌گیریم و روی دیگر این سکه آسیب‌های اجتماعی فراوانی از جمله فقر، طلاق، زنان سرپرست خانوار، محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی، مواجهه با رادیکالیسم، پایین‌بودن سطح آگاهی و معضلات و مشکلاتی از این قبیل که جامعه با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند. همه این مواردی را که عرض شد، در جامعه بلوچستان و حتی در سیستان قبول داریم، اما نمی‌توان نیمه پر لیوان را ندید و صرفا با پرداختن به توانمندی‌ها و موفقیت‌های زنان از آسیب‌ها و مخاطرات پیدا و پنهان در جامعه بلوچ و سیستانی غفلت کرد.

 با اذعان بر مسائل و آسیب‌های بی‌شمار پیش‌پای زنان سیستانی و بلوچ؛ آیا این تحول بدون یک پیشینه اجتماعی، فرهنگی و تاریخی و یک‌شبه امکان‌پذیر بوده است؟

با مراجعه به تاریخ معاصر سیستان‌و‌بلوچستان، این میزان حضور زنان بلوچ دارای پیشینه‌ای تاریخی است، اما بنابر مقتضیات زمان و نحوه برخورد دولت‌ها اتفاق افتاده است؛ مثلا در چهار سال اخیر دولت تدبیر و امید و استاندار سیستان‌وبلوچستان با توجه ویژه به زنان این استان و تمرکز بر مسائل مدیریتی آنان موفق شد یک موج فراگیر به وجود آورده و دوباره زنان را از کنج خانه‌ها وارد اجتماع کند.

چنین رخدادی در هشت سال دولت قبل اتفاق نیفتاده بود؟

عرض کردم رویکرد و عملکرد دولت‌ها در ظهور و سقوط جریان‌ها و رخدادهای اجتماعی این‌چنینی بسیار اثرگذار است. به‌عبارتی این حضور مشتاقانه نشانه‌هایی از رنسانس زنان بلوچستان است و بنده این رخداد را چنین تحلیل و تعبیر می‌کنم و رویکرد دولت را برای تقویت باور زنان در این جریان بسیار اثربخش می‌دانم و امیدوارم به عدم بازگشت به عقب و فروکش‌کردن این جریان، چراکه با وجود اینکه زنان بلوچ در طول تاریخ کارکرد بسیار اثرگذار و نسبتا موفقی داشته‌اند، اما هیچ‌گاه جامعه زنان بلوچ چنین سطح و حجم وسیع حضور را در یک مقطع تاریخی کوتاه به یاد نمی‌آورد و تجربه نکرده ‌است. محدودیت‌ها و محرومیت‌ها نتیجه معکوسی داشته؛ یعنی بر توانمندسازی زنان در جامعه بلوچستان و همین‌طور سیستان بسیار مؤثر بوده است.

 برخی بر این باورند که زنان منطقه سیستان‌وبلوچستان حقوقشان از طرف مردان پایمال می‌شود و از منظر اجتماعی پشتوانه‌ای ندارند. جایگاه زنان منطقه و توانمندی‌ها و دستیابی به حقوقشان چگونه است؟

زنان سیستان‌وبلوچستان همواره در طول تاریخ مطالبه‌محور بوده‌اند و تأثیر‌گذار بر جریان‌ها و رخدادهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی، اما تضییع حقوق زنان نه‌تنها در سیستان‌وبلوچستان بلکه در سطح کشور یک واقعیت غیرقابل‌انکار است. عدم پشتوانه اجتماعی زنان در سیستان‌وبلوچستان را تأیید می‌کنم و نسبت به سایر نقاط کشور زنان در این استان مظلوم‌تر هستند، چراکه در این استان نهادهای مدنی و تشکل‌های فرهنگی و اجتماعی نهادهای غایبی هستند که منجر به تضییع حقوق نه‌تنها زنان، بلکه دیگر اقشار نیز شده است. اگر نهادهای مدنی مدافع حقوق زنان در سیستان‌وبلوچستان حاضر باشند و فعال، برخی از جفاها علیه زنان در این استان را می‌توان مغلوب كرد.

 نقش مردان در ادامه فعالیت زنان و فعالان حقوق زنان با توجه به نگاه مردسالارانه چگونه است؟

اجازه بفرمایید این پرسش شما را با طرح یک سؤال پاسخ بدهم. در شوراهای گذشته؛ چه در شهرها و روستاهای سیستان‌وبلوچستان ١٨٤ زن فعالیت داشته‌اند. جدا از رویکرد مثبت دولت چه عوامل دیگری در این حضور چندبرابری دخیل بوده؟ آیا اگر عملکرد نسبتا موفق و مطلوب زنان در چهارمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا نبود این رشد اتفاق می‌افتاد؟ بنابراین حتما تأثیر این حضور در جامعه ملموس بوده است. در دولت یازدهم در سیستان‌وبلوچستان زنان در مناصب مختلف مدیریتی؛ از بخشدار، شهردار و فرماندار گرفته تا مدیرکل و معاون استاندار و ... به کار گماشته شدند. می‌بینید همین زنان به‌واسطه عملکرد مطلوبشان ترفیع می‌گیرند تا رده‌های مدیریتی سطوح بالایی کشور. مسلما اگر عملکرد موفق همین بانوان نبود، نه‌تنها ارتقا نمی‌یافتند، بلکه با سوءعملکرد راه را برای دیگران نیز سد می‌کردند. و بدون‌شک یکی از دلایل مهم افزایش چشمگیر حضور زنان در شوراها نیز برمی‌گردد به عملکرد مطلوب مدیران زن که در سطوح مختلف دولتی مشغول هستند. مصادیق بارز فراوانی برای تأثیرگذاری مردان می‌توان ارائه کرد؛ از جمله آن موفقیت مدیران زن در دولت است. برای این موفقیت نمی‌توان قائل به تفکیک نهاد مردم و دولت شد؛ یعنی اگر زنان در مناصب دولتی موفق بوده‌اند مسلما در نهاد مردمی مثل شوراها نیز این موفقیت محتمل است و همین‌طور اگر زنان مدیر در سیستم دولتی بدون موانع از سوی مردان ظاهر شده‌اند، مسلما در نهاد شوراها نیز این دخالت‌های مردانه کمتر اتفاق خواهد افتاد.

نلی محجوب – روزنامه شرق